خرید بک لینک
"بزن باران که شاید گریه ام پنهان بماند"من از اون پوست کلفتام از اون پوست کلفتایی که هر چی به سرشون بیاد عین خیالشونم نیست&nb

برچسب: نویسنده: ایلیا امیری تاريخ: پنجشنبه 26 بهمن 1396 ساعت: 4:10

"تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده ام"هر چقدر هم که سعی کنی نشون بدی چقدر آدم قوی ای هستی و هیچ چیز نمیتونه زیر و روت کنه و تو همیشه احساستو تو مشتت داری بلاخره یه جایی اشکایی که بی هوا سرازیر میشن و تو هرکار میکنی نمیتونی جلوی ریزش شونو بگیری لوت میدن و بهت میگن " هی دیدی که اونقدرا هم قوی نیستی دیدی بلاخره زمینت زدیم "دیگه هیچ وقت نمیتونم مطمئن باشم که میتونم از پس ناراحتی هام بربیام دیگه هیچ وقت نمیتونم مطمئن باشم که تا آخرش قوی میمونم دیگه هیچ وقتِ هیچ وقت حتی به خودم هم اعتماد نمی کنم 

برچسب: نویسنده: ایلیا امیری تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 12:37

زن درون منهر روز صبحگل های باغچه را آب می دهدو به این فکر میکندکه این" جنگ مدام..."لکه های روی شیشه را پاک میکندو می اندیشد" این درد مدام..."خانه را گردگیری می کندو زمزمه میکند " این زخم مدام..." شبلباس خوابش را می پوشدبه تخت خواب میرودومی پرسد" فردا پایان تاریخ جهان است...؟"هنوزم باید جنگید؟هنوزم باید زخم خورد؟هنوزم باید به این "درد مدام" ادامه داد؟نمیشه یکبار برای همیشه همه چیزرو به هم بریزیم و بعدش تا ابد بخوابیم؟بیا همین یکبار رو تحمل نکنیم فقط همین یه بار بعدش همه چیز خیلی آروم و بی سر صدا شروع میکنه به تموم شدن و همزمان با تموم شدن ما هم برای همیشه میخوابیم دیگه هم نگران بیدار شدن نیستیم فقط بیا برای آخرین بار بجنگیم 

برچسب: نویسنده: ایلیا امیری تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 12:37

"آخرین پرنده را هم رها کرده اماما هنوز غمگینم چیزی در این قفس خالی ست که آزاد نمی شود..."شده تا حالا انقدر از یه چیزی پر باشی که هیچی نتونه خالیت کنهحالت خوبه ها خوشحالیا زندگی ات بر وفق مرادته ها ولی پری از یه چیزی که حتی نمیدونی اسمشو چی باید بذاری بغض نیست خشم نیست کینه نیست یه چیز سنگینه بدجور سنگینه چمباتمه زده روی قلبت مجال نفس کشیدن بهت نمیده باهاش کلنجار میری سعی میکنی از خودت دورش کنی زور اون بیشتره موفق نمیشی از تلاش کردن دست میکشی قبول میکنی با همون سنگینی روی قلبت زندگی کنی اما بیداری میترسونتت پناه میبری به خواب تا یادت بره چطور داری با یه چیز سنگین روی قلبت زندگی میکنی

برچسب: نویسنده: ایلیا امیری تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 12:37

صفحه بندی